تبليغاتX
تنها عشق مرهم زخم هر عاشق .............

 

** نامه ای عجیب و غریب**

 

 

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم

دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو

روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم

پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد .

در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید

از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که

شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم

طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و

بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که

خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد .

اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو

به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را

در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من

هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته

متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که

از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که

این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر

باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم

که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر

مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای

لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه

دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که

دوست صمیمی و وفادار تو هستم

 

دوست خوبم

اگر میخواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخون

امیدوارم اوقات خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:27
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
 
عشق را دوسیت دارم
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------
شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 0:4
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
اي خدا غصه نخور،از تو فراری نشدم.
بعد از آن حادثه، در کفر تو جاری نشدم.
با وجودي که به حکم تو دلم زخمی شد،
شاکی از اينکه مرا دوست نداری نشدم!
ابر را چوب همين سادگی اش ويران کرد،
من که ويرانتر از اين ابر بهاری نشدم.
ای خدا غصه نخور، باز همين می مانم.
من زمين خورده ی اين ضربه ی کاری نشدم.
هرکه می خواست مرا از تو جدا سا زد، ديد،
هرچه کردی  تو به من از تو فراری نشدم!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:9
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
 

  

 

 

    

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 20:56
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:17
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه

کاش تیغی قلب ما را می شکافت        کاش خوابم را صدایی می ربود

 

 

کاش آتش سینه ام را می گداخت         کاش نوری شام ما را می ربود

 

 

کاش آهی قلب ما را می شکست         کاش یاری یاد ما را می ربود

 

 

کاش سازی سوز ما را می نواخت      کاش ما را هم نوایی می ربود

 

 

کاش او در خانه دل ره نداشت            کاش سیلی خانه ام را می ربود

 

 

هیچ کس حال ما را در نیافت              کاش بادی حال ما را می ربود

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 11:45
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه

نشان از من چی می جویی ، تو را دیگر نمی خواهم

 

حدیث دل چه می گویی ، تو را دیگر نمی خواهم

 

به بزم باده نوشان محو ساغر بشکنم من

 

ره بیهوده می پوئی تو را دیگر نمی خواهم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 11:41
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 11:30
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
از صفر من تا بيست تو راهي به جز تقدير نيست


دلخوش به فانوسم نكن حذف اضطراري دير نيست

من غايبم يا در سكوت، تو حاضرو در گفتگو

من غافل از استادو درس، تو مي نويسي مو به مو

با جزوه و فرمول بيا، تا پاس كنم يك واحدي

چيزي نخواندن بهتر از يك شب تلاش بي خودي

با عشق در دانشكده ،جايي براي درس نيست

البته ترم 7و8 ديگر مجال ترس نيست

بي پرده مشروط مي شود

چيزي شبيه اب هويج

با كوفته مخلوط مي شود

ديگر فرار جايز نيست !!!!!!!! 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 11:29
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه

1000    مرتبه در 900 کلمه عا شقانه

 

 

   را در 800 جای خلوت به 700 زبان

 

 

   پیش 600 نفر مطرح کردم 500 نفر

 

 

   آنها 400 جمله را به 300 زبان

 

 

   در 200 برگ تر جمه کردند 100 بار

 

 

   برای 90 روز ، روزی 80 دقیقه خواندم

 

 

 70   جمله در 60 بار و 50 روز ، روزی 40

 

 

   مرتبه برای خودت تکرار کردی 30 تای

 

 

   آنها را آموختی پس 20 بار 10 دقیقه از

 

 

   تو 9 سوال کردم 8 مرتبه به 7 سوال من

 

 

   جواب دادی و در فاصله ی 5 روز ،

 

 

   روزی 4 مرتبه تو را در  در 3 جا دعوت

 

 

  کردم 2 ساعت خواهش کردم تا 1 بار بگی

 

 

 

 

  دوستت دارم .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 11:28
  به قلم: مسعود  | 

گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T